به گزارش شهرآرانیوز؛ تقویمِ مناسبتهای دینیمذهبی صرفا برای بزرگداشت و یادآوری اتفاقات تاریخی نیست، بلکه قرار است با آنها به تاریخ پل بزنیم و برای امروز راه را پیدا کنیم و بیراهه نرویم؛ مثل سالروز ازدواج حضرت امیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرایمرضیه (س) که به «روز ازدواج» شهرت دارد و فرصتی است تا با نگاه به آن پیوند آسمانی، پیوندهای موفق و ماندگار زمینی داشته باشیم. بهمناسبت فرارسیدن این روز با حجتالاسلاموالمسلمین ابوالفضل طباطباییاشکذری، نماینده سابق ولیفقیه در سوریه و مدیر مؤسسه علمیفرهنگی جبلالصبر، گفتوگو کردهایم.
تشکیل خانواده و ازدواج، از نیازهای فطری بشر است و این نیاز را خداوند عزوجل در فطرت انسان، قرار داده است. قرآن بهعنوان قانون اساسی اسلام، بر این نیاز فطری انسان تأکید میکند و پاسخ به آن را نیز یک ارزش میداند. یک دلیل برتری اسلام بر سایر مکاتب، تأکید داشتن این دین آسمانی بر تشکیل خانواده در بستر خانواده و مقدس دانستن این امر است؛ بهطور مثال پیامبر اسلام (ص) فرمودند: «هیچ بنایی در اسلام، پایهگذاری نشده است که نزد خدا، محبوبتر از بنا و بنیاد ازدواج و خانواده باشد.»
در قرآن کریم نیز واژه زوج و ازدواج بیش از ۸۰بار و واژه نکاح و مشتقات آن ۲۵بار آمده است. اسلام، ازدواج را یک بنای آسمانی میداند که در زمین برپا میشود و تجرد و تنهایی را نهی و نکوهش میکند.
در روز اول ذیالحجه که سالروز ازدواج آسمانی حضرت امیرمؤمنان علی (ع) و فاطمهزهرا (س) است، الگوی زمینی ازدواج مطلوب، برای تاریخ ارائه شده است؛ همان زمانی که خداوند از طریق فرشته وحی به پیامبر (ص) فرمود میخواهم یک نور را با نور دیگری به تزویج دربیاورم. در این میان، این سؤال پیش میآید که فلسفه عقلی و دینی اهمیت تشکیل خانواده چیست، چرا اینقدر به مسئله خانواده در دین اسلام توجه شده است؟ پاسخ آنکه از نظر عقلی، انسان رو به کمال، حرکت و تلاش میکند تا پخته و کامل شود یا به تعبیر دیگر به بلوغ برسد؛ بلوغ فکری، بلوغ جنسی، بلوغ عقلی، بلوغ اجتماعی و بلوغ مسئولیتی. یک بعد ازدواج همین مسئله است.
شهید مطهری (ره) در کتاب «تعلیموتربیت در اسلام»، درباره اهمیت موضوع ازدواج و حکمتهای آن مینویسد: «یک پختگی و پویایی وجود دارد که جز در پرتوی ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمیشود. این پختگی در مدرسه پیدا نمیشود، در نماز شب پیدا نمیشود، در جهاد با نفس پیدا نمیشود، این کمالات را فقط باید در ازدواج و تشکیل خانواده، بهدست آورد. در نماز شب انسان به مقام قرب میرسد، اما پختگی بهدست نمیآید. در علم و دانش نیز به همین نحو است، اما در ازدواج برای انسان پختگی ایجاد میشود، لذا مکاتب و ادیانی که ازدواج را نهی میکنند، مثل تجرد برخی کشیشان و کاردینالها، مانع بلوغ انسان میشوند.»
علامهجعفری نیز در پاسخ به پرسش راسل که چرا اسلام اینقدر به ازدواج و تشکیل خانواده اهمیت میدهد، میگوید:، چون اسلام میخواهد با ازدواج، انسان واقعی بهوجود بیاورد؛ در تشکیل خانواده، آرامش و سکینه برای انسان است. انسان مجرد اهل هیجان است، اما انسان متأهل به فردی آرام تبدیل میشود. انسان به انیس نیاز دارد تا با او سخن بگوید و اگر عیبی دارد، آن را بپوشاند.
بعضی دوستان، عیوب ما را برملا میکنند؛ دوستی که عیوب را میپوشاند و برملا نمیکند و شرعی، اخلاقی و ماندگار میشود، همسر است. قرآن کریم از همسر به لباس تعبیر میکند، لذا جامعهای که در آن خانوادههای بیشتری تشکیل شود، هنر پوشش عیوب دیگران هم در آن بیشتر است؛ چون یک بعد لباس، زیبایی است، اما بعد دیگر آن، ایجاد پوشش برای عیوب است.
شاید برخی بپرسند اگر انسان درکنار جنس مخالف آرامش پیدا میکند، چه نیازی به ازدواج شرعی هست. پاسخ آن است که این آرامش به طبیعت و غریزه فراهم نمیشود؛ وقتی غریزه تأمین شد، آرامش نسبی میآید، اما ماندگار نیست. انسان با ازدواج است که به آرامش پایدار میرسد. نکته دوم آنکه ازدواج در جامعه هرچه بیشتر شود، حس مسئولیتپذیری را در انسان بیشتر میکند. انسان مجرد، تنها مسئولیت خود را برعهده دارد نه مسئولیت دیگران را، اما وقتی خانواده تشکیل داد، مسئولیت خانواده را نیز بهعهده میگیرد. قرآن کریم نیز دستور میدهد شما درکنار مسئولیت خود، مسئولیت خانواده خود را نیز دربرابر انحرافات، اشکالات و گناهان برعهده دارید.
در روایات آمده است هرکه ازدواج کند، نیمی از دین خود را بهدست آورده است. نیمی از دین، قدرت مقاومت دربرابر انحرافات در جامعه است، اما وقتی تنهاست، شیطان بیشتر بر او اثر میگذارد و راه انحرافی، بیشتر بر او باز است. وقتی انسان مسئولیت پیدا میکند، برای مانایی آن بیشتر تلاش میکند. علاوهبر این، ازدواج، صبر و حوصله انسان را هم زیاد میکند و درمقابل مشکلات، تابآوری او را افزایش میدهد. جامعهای که در آن ازدواج بیشتر باشد، تابآوری بیشتری دارد و زود ازهم نمیپاشد. در همین هفتادوچند شب پس از شهادت امام شهیدمان، بخشی از تابآوری مردم در اجتماعات خیابان بهدلیل حمایت و همراهی خانواده بوده است؛ چون حضور مردم، خانوادهپایه و خانوادهمحور است.
وقتی پیامبر اکرم (ص) از سفر معراج برمیگشت، خدای عزوجل به ایشان خطاب کرد: «آیا میدانی کدام زندگی، گواراتر و ماندگارتر است؟» پیامبر (ص) فرمودند: «خدایا! نمیدانم.» خداوند فرمود: «آن زندگی گوارا، خانوادهای است که افراد آن از یاد من جدا نشوند، نعمتهای من را فراموش نکنند، از حقی که بر گردن آنها دارم جاهل نباشند، رضای من را در روز و شب فراهم کنند.» اگر در زندگی، زنوشوهرهای جوان اینچنین تلاش کنند که خدا را در زندگی ببینند، حتما زندگی آنها گواراتر و ماندگارتر میشود؛ شوهر جوان احساس کند درکنار همسرش به خدا نزدیک میشود و همسر احساس کند درکنار شوهر جوانش، به خدا نزدیک میشود.
حضرت امیرالمؤمنین (ع) در پاسخ پیامبر (ص) که پرسیدند علیجان! دختر من چگونه همسری برای توست، فرمودند: «او یاور بسیار خوبی برای عبادت خداست.» این یعنی اینکه فاطمه (س)، منِ علی را به خدا نزدیک میکند. این سقف زندگی، باید حکم سقف مسجد را برای انسان داشته باشد.
انسان در مسجد، خدا را بندگی میکند و در زیر سقف زندگی نیز، زن باید شوهر خود را به عبادت خدا و فرمانبری از او دعوت کند. پیامبر (ص) وقتی از فاطمهزهرا (س) سؤال کرد علی (ع) چطور شوهری است، او نیز زبان به حمد و ستایش و ستودن گشود و فرمود: «او شوهر بسیار خوبی است.» اگر این حسنظنها و توجه به خدا در جامعه باشد، زندگیها گواراتر میشود.